|
در سمت توام دلم باران ، دستم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ... هر اذانی که می وزد یاد تو کوران می کند ... هر اسم تو را که صدا می زنم کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم ... کفش های ماه را به پا کرده ام تا بوی زلف یار در آبادی من است زندگی با توست زندگی همین حالاست...
يك جاده اي بود من و تو زديم به راه جاده. قدم هاي تو خيلي بزرگ بود . من وقتي مي خواستم هم راه توقدم بردارم بايد دنبال تو مي دويدم . از شدت دويدن دنبال تو خسته شدم . كنار جاده نشستم. ديدم از تو خبري نبود صدات زدم وايسا. ولي تو به رفتن ادامه دادي. بلند شدم و دنبالت تا اونجايي كه بود دويدم تا رسيدم به دوراهي . از تو خبري نبود مي ترسيدم حركت كنم ولي بايد انتخاب مي كردم چون به تاريكي مي خوردم. دوراهي من و خيلي ترسوند . ترسيدم به راهم ادامه بدم بايد چكار مي كردم . از تو خبري نبود و با دل گريون برگشتم فهميدم ميونبر زدي و رفتي
خدايا . . . . . . . . . . . .
من ميبافم........ تو ميبافي.......... من براي تو كلاه تا سرت گرم شود تو براي من دروغ تا دلم گرم شود
خدايا تو را غريب ديدم و غريبانه غريب شدم تو را بخشنده پنداشتم و گناهكارشدم تورا وفادار ديدم و هر جا كه رفتم بازگشتم تو را گرم ديدم و در سردترين لحظه ها به سراغت آمدم تو مرا چه ديدي كه وفادار ماندي
پنج وارونه چه معنا دارد ؟! خواهر کوچکم از من پرسيد من به او خنديدم کمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم باز هم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد |
About![]()
به نام خدایی که همین نزدیکی ست. Archivesآذر 1390شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 دی 1389 آذر 1389 مهر 1389 شهریور 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 Links
همه رنگها زيباست جز دورنگي |